۲۶۹ - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
الان یه ماهی میشه که دست به هیچ کتابی نزدم. ۳۱ تا ۲۴ ساعت از آخرینباری که کتاب خوندم میگذره. از مدتها پیش سکوت که هیچ، باید خفهخون میگرفتم.
ما تنبلا - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
نشستن چیپس و کیک و نوشابه و پفک و شیرقهوه جلوی اونی که رژیم داره میخورن. بعد از امتناع از خوردن و در مسیر بازگشتم به اتاقم، مامانم میگه «ارادهت ُ دوست داشتم. » ولی اصل داستان این بود، حال نداشتم دوباره مسواک بزنم. × دنیا رو بدین دست تنبلا، مشکلات خودشون حل میشن.
۲۷۱ - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
- گمراهکنندهترین چیز دنیا؟ + فردا.
«دوست دارم همدمت باشم...» - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
بر اساس قاعدهی «من که با پدر و مادرم اونجوری بودم، تو بچهم شدی.»، شاید بتونم با تمام رذایل اخلاقی بچههای آیندهم کنار بیام، ولی هنوز تمام تلاشها برای پاسخ به سوال «اصن چرا من ُ به دنیا آوردی؟»، بیثمر مونده. × وقتی تونستم به این سوال جواب بدم، ازدواج میکنم. ×× درسته، نویسنده به شدت احساس بیهودگی میکنه...
خط و نشان - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
امروز عصر بهم پیام داد «خیلی دلم برات تنگ شده.». داشتم میرفتم پیادهروی، چندبار به نوتیفیکیشن نگاهکردم و بعد پاکش کردم و هنوز هم جوابش ُ ندادم و اون دوتا تیک آبی هم نخورده پای پیامش. دارم فکر م
دلایلی علیه بخشودن - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
پروژهی بخشیدن، با شکست مواجه شد. درخواست بخشش ُ اگه بخشی از پروژهی بخشیده شدن درنظر نگیریم، وقتی حتی احساس پشیمانی وجود نداره، ما باید ببخشیم؟
من با دنیای بزرگسالی کنار نمییام. - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
من به سنی رسیدم که بهترین دوست دبیرستانم [ تاکید میکنم «بهترین» دوست] بعد چندسال بهم زنگ زده، که برم تو این شرکت هرمیتقلبیها سرمایهگذاری کنم و زیرشاخههاش ُ توسعه بدم. × و دعوا سر دوستی با ا
سرت سلامت - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
امروز [یعنی دیروز، من تا وقتی نخوابم برام فردا نمیشه.] باید کاری رو انجام میدادم، ورزش میکردم و مودمم ُ که تو طبقهی سوم به برق وصلش کرده بودم میآوردم پایین [بلکه آنتن بده و نمیداد.] هر سه مست
ثلام. - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
اینجوری شده که «س»ها تبدیل شدن به «ث» و ایضاً «ز»هام هم میزنن، ولی تو عربی حرفی نداریم که اون صدا رو تولید کنه. این دندونهای پیش، در واقع نقشی بسیار فراتر از تخمه شکستن دارن، دوستان.
I HATE EVERYBODY - تاریخ: 1399/4/2 ساعت: 14:20
دیروز با دخترخالهم که اینجا زندگی نمیکنه، تصویری صحبت میکردم. مجبور شدم در مورد حادثهی مصدومیتم، شرح ماوقع بدم و ایضاً بهش اطمینان بدم که سرومروگندهام. امروز دراز کشیده بودم داشتم فیلم میدیدم
شما جاجت ُ بکن و رد شو. - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
هروقت برادرم یا ف. یک فیلم یا سریال ُ «خوب» توصیف و به من پیشنهادش میکنن، با جملهی « خوب، از نظر من و تو خیلی متفاوته.» مواجه میشن. اگرچه امشب بر سر امتیاز فیلم oldboy با هم گفتگویی داشتیم که به «
احساس جدید - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
این آهنگهای عربی جیگر آدم ُ آتیش میزنه. ولم کنین میخوام برم عربی یادبگیرم. ~
My Father and My Son - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
بخشی از لیست کشورهایی که تولیدات تلویزیونی و سینماییشون ُ تماشا کردهم قطعاً رازی خواهدبود که با خودم به گور میبرم. اما همیشه ترکیه رو گذاشتهبودم به عنوان خطقرمز تباهی که نباید حالاحالاها ازش عبور کنم. [ :)) ] و اگه الان میخوام اولین و [انشاءالله] آخرین فیلم ترکی عمرم ُ ببینم، مسئولیتش فقط و فقط با ل...
خروج - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
« اسم شریفتون؟» «امامزاده پاستور» ... جملهی بالا از زبان «وی»، عبارتهای بالا و چندین و چند تیتر دیگه برای این مطلب به ذهنم رسید، اما ترجیح دادم از اسم فیلم استفاده کنم. واقعیت اینئه که «خروج»
م. - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
نمیخوام جلوی خودش بگم چون بارها سر این موضوع بحث کردهام که آرزوی قلبیمه که برادرم زودتر بره خونهی خودش و مامانم و خودش مصرانه گفتهاند که قطعاً دلم براش تنگ میشه و حسرت این دورهم بودنها رو میخورم. واقعیت اینئه که دقیقاً همینئه. دوستدارم همچنان اون نقش ساپورتیو ُ داشته باشم براش و از الان دلم براش تنگ...
اعضای شورای عالی فضای مجازی نخوانند. - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
این اسپاتیفای بدون ویپیان، برای من حکم همون کانال موردنظر رایگان جویی و چندلر ُ داره.
۲۵۸ - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
و بله، شیپور جنگ از همین امشب زدهشد.
نرسه به گوشش. - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
از همین تریبون از ف. به خاطر تمام وقتهایی که براش سوسهاومدم، عذرخواهی میکنم. ~ وقتی اگه هرروز پیادهروی نکنی، کمردرد میشی.
۲۶۰ - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
تنگ شدهبود دلم واسه این گلابی که هر سال، روز اول ماهرمضون به سر و صورتمون میزنیم. مرسی که امسال هم زندهم.
What doesn't kill you - تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 18:18
بعضی وقتا هم بهجای اینکه قویترت کنه، باعث میشه آرزو کنی کاش مردهبودی.